مترمم
مترادفها
مرمتکننده، بازسازیکننده
متضادها
تخریب شده، ویران
لغت نامه دهخدا
مترمم. [ م ُ ت َ رَم ْ م ِ ] ( ع ص ) متفرق و پراکنده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترمم شود.
مرمتکننده، بازسازیکننده
تخریب شده، ویران
مترمم. [ م ُ ت َ رَم ْ م ِ ] ( ع ص ) متفرق و پراکنده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترمم شود.