لغت نامه دهخدا
اساطیری. [ اَ ] ( ص نسبی ) منسوب به اساطیر.
اساطیری. [ اَ ] ( ص نسبی ) منسوب به اساطیر.
( صفت ) منسوب به اساطیر داستانی افسانهیی خیالی خرافی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرا یا آرام رهبر اساطیری ملت ارمنی است. آرا از نسل «هابت» فرزند هایک بوده و او کسی بود که سرحدات ارمنستان را گسترش داد. آرا با سرکوبی مادها سرحدات جنوب شرقی ارمنستان را تا کوه «زاراسپ» گسترش داد و حکومت آنجا را به خاندان «سیساکیان» سپرد. در حوال کاپادوکیه حکومت «کاقیان تیتانی» را سرنگون کرده و «مشاک» را که از بستگان خودش بود به حکومت نشاند و او شهر «ماژاک» (کساریا) را بنا نهاد.
💡 اشپر نوشتهاست که هیتلر نسبت به باورهای عارفانه هیملر و آلفرد روزنبرگ و تلاش هیملر برای اینکه باورهای اساطیری را با خط مشی اساس درآمیزد، نظری بشدت منفی داشت. او عملگرا بود و تمرکز خود را بر روی مسائلی میگذاشت که آنها را کاربردی میدید.
💡 سیستان و بلوچستان از دو ناحیه سیستان (زابل شهرهای اطراف ان) و بلوچستان (سرحدومکران - سرحد شامل زاهدان خاش وتوابع ان مکران شامل سراوان نیکشهر ایرانشهر تا چابهار) تشکیل شدهاست. سرزمین اساطیری سیستان که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. سیستان همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی میباشد.
💡 نام این مأموریت؛ اسیریس، از مخفف سازی هدفهای مورد توجه در این پروژه در اشاره به خدای اساطیری در فرهنگ مصر باستان اسیریس، «ایزد جهان زیرزمینی دنیای مردگان» انتخاب شد.