از سر خود
مترادفها
خودخواسته، به میل خود، با اراده خود
فرهنگ معین
باز کردن ( ~. سَ رِ خُ کَ دَ )(مص ل. ) کاری را بدون دقت انجام دادن و رفع مسؤلیت کردن.
ویکی واژه
کاری را بدون دقت انجام دادن و رفع مسؤلیت کردن.
جمله سازی با از سر خود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفر هیچ زمین دفع کند از تن خود زلزله را
💡 عیب خود را چه خیال است نپوشد نادان؟ کل محال است کلاه از سر خود بردارد
💡 تا دم تیغت کند گلچینی باغ هوس گردن خلقیست چون شمع از سر خود گل به کف
💡 از سر خود خبرم نیست ز بی پروایی مغز آشفته و دستار نمی دانم چیست
💡 چون گشودی به شکر خنده لب از بی مغزی از سر خود مشو ای پسته خندان غافل
💡 گذشتم از سر خود، تیر غیر کم ظرفست مکن مکن که محبّت ترازیان دارد
💡 او تمام این موفقیتهای بسیار بزرگ را بدون کمک هیچکس و صرفاً از سر خود و با پشتکار فراوان به دست آورد.
💡 وقتی تصمیم گرفتی کاری را از سر خود انجام دهی، باید آمادگی پذیرش تمام مسئولیتها و پیامدهای ناشی از آن را داشته باشی.
💡 او با اینکه فرد بسیار توانمند بود، اما همیشه سعی میکرد مسائل را از سر خود حل کند و از دیگران کمک نخواهد خواست.