فرهنگ معین
( ~. بَ. خُ. زَ دَ ) (مص ل. ) شرمنده شدن، سرافکنده شدن.
( ~. بَ. خُ. زَ دَ ) (مص ل. ) شرمنده شدن، سرافکنده شدن.
شرمنده شدن، سرافکنده شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به چاه آن زنخ بر چشمه ماه که دل را آب از آن چشمه است و آن چاه
💡 مرد عاجز در سر و ریش اوفتاد هر چه بودش بر زنخ بر باد داد
💡 تو گردنت افراخته وان عاجز مسکین بنهاده ز اندوه زنخ بر سر زانوش