لغت نامه دهخدا
ارادی. [ اِ ] ( از ع، ص نسبی ) منسوب به اراده. طوعی. اختیاری. به میل. عن قصد. به عمد: گوش آدمی را حرکت ارادی نباشد. تنفس حیوان ارادی نیست.
ارادی. [ اِ ] ( از ع، ص نسبی ) منسوب به اراده. طوعی. اختیاری. به میل. عن قصد. به عمد: گوش آدمی را حرکت ارادی نباشد. تنفس حیوان ارادی نیست.
از روی میل و قصد، اختیاری، آگاهانه: رفتار ارادی.
( صفت ) منسوب به اراده وابسته به اراده از روی اراده کاری که از روی قصد و عزم صورت گیرد. یا حرکت ارادی. یا فعل ارادی. فعلی است که پس از تائ مل برای غرضی معین و معلوم به اختیار از شخص صادر میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حرکتپریشی با حرکات مداوم، نامنظم، غیرارادی و کرمیشکل در قسمت انتهایی اندامها و تنه همراه است که ممکن است حتی در ضمن خواب هم رخ دهند.
💡 و به سببی که در فصل چهارم از مقالت سیم، که مقرر است بر ذکر فضیلت محبت، بیان خواهد رفت، و آن آنست که محبت پدر و مادر فرزند را محبتی طبیعی است و محبت فرزند ایشان را محبتی ارادی، و به این سبب در شرایع اولاد را به احسان با آبا و امهات زیادت ازان فرموده اند که آبا و امهات را به احسان با ایشان.
💡 و چون مقاصد اصناف مردمان در مطالب بحسب بساطت منشعب است به سه شعبه، اول لذت و دوم نفع و سیم خیر، و از ترکب هر سه با یکدیگر شعبه رابع تولد کند، و این غایات مقتضی محبت کسانی باشد که در توصل به کمال شخصی یا نوعی معاون و مددکار باشند و آن نوع انسان است، پس هر یکی از این اسباب علت نوعی بود از انواع محبت ارادی.
💡 ۱- اشتغال کامل: وضعیتی که در آن بیکاری غیرارادی (نوعاً در مورد نیروی انسانی) وجود نداشته باشد یا در حداقل ممکن و قابل قبول باشد.
💡 مبادله فرهنگی انتقال معانی فرهنگی بهطور ارادی و گاه با برنامهریزی فرهنگی است؛ چنانکه هر نظام فرهنگی عناصری از فرهنگهای دیگر را میپذیرد.[نیازمند منبع] این مبادله، در حوزههایی انجام میپذیرد که هر نظام فرهنگی آن را مجاز میشمارد. این انتقال فرهنگ، دوطرفه است؛ به این معنی که در آن ارزشها و هنجارها رد و بدل میشوند.
💡 استفاده از اصطلاح "موسیقی رقص هوشمند" به وسیلهٔ موسیقیدانان الکترونیکی همچون افکس توئین مورد انتقاد قرار گرفته، و هنرمندانی همچون مایک پارادیناس به منظور عجیب و غریب شدن در ایالات متّحده آن را مورد استفاده قرار دادهاند.