لغت نامه دهخدا
تخالط. [ ت َ ل ُ ] ( ع مص ) آمیختن با هم به معاشرت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اشتباک. ( المنجد ).
تخالط. [ ت َ ل ُ ] ( ع مص ) آمیختن با هم به معاشرت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اشتباک. ( المنجد ).
(تَ لُ ) [ ع. ] (مص ل. ) با یکدیگر معاشرت و آمیزش کردن.
۱. با هم آمیختن.
۲. با یکدیگر آمیزش و معاشرت داشتن.
با یکدیگر معاشرت و آمیزش کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابراهیم نخعی گفت: «سیطوّقون» معنی آنست که: روز قیامت طوق آتشین در گردن آن کس کنند که زکاة ندهد، تا هم چنان که طوق از گردن خالی نبود آتش از وی خالی نبود. مصطفی (ص) گفت: «مانع الزّکاة فی النّار»و قال: «لا تخالط الصدقة مالا الّا اهلکته»،و قال: «ما حبس قوم الزّکاة الّا حبس عنهم القطر»، وقال «لا یقبل اللَّه الایمان و لا الصّلاة الّا بالزّکاة».