آهستهکار
در تحلیل مفاهیم مرتبط با حرکت و عملکرد، واژگان متعددی برای توصیف جریان امور یا سرعت کنشها به کار میروند. یکی از این مفاهیم بنیادین، «کُندی» است که در تقابل مستقیم با «تندی» و «سرعت» قرار میگیرد. اصطلاحاتی چون «آهسته کار» یا «بطئ» که به آرامی انجام دادن یک کار یا داشتن حرکتی کند اشاره دارند، در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارند و برای توصیف فرآیندهایی که نیازمند تأمل و احتیاط هستند، به کار میروند. این کلمات، همگی بیانگر حالتی هستند که در آن، زمان صرفشده برای دستیابی به یک نتیجه، طولانیتر از حد معمول تلقی میشود و این امر میتواند در بستر یک صفت برای توصیف ماهیت یک فرد یا یک سیستم به کار رود.
در نقطه مقابل، مفاهیمی چون «تند» و «سریع» دلالت بر عاملیت یا عاملی دارند که با حداقل اتلاف وقت به هدف نائل میآید. این دو واژه، غالباً بار معنایی مثبتتری داشته و در محیطهای کاری و رقابتی امروز، مترادف با کارایی و چابکی تلقی میشوند. تضاد میان «دیر جنب» به عنوان اشارهای به تأخیر در واکنش یا شروع، و «سریع» به عنوان نماد اقدام بهموقع، یک دوگانگی اساسی در سنجش عملکرد افراد و سازمانها ایجاد میکند.
مترادفها
آهسته، آرام، تدریجی
متضادها
سریع، تند، شتابان
لغت نامه دهخدا
( آهسته کار ) آهسته کار. [ هَِ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) بطی ٔ. کند. دیرجُنْب. کر:
مگر میرفت استاد مهینه
خری میبرد بارش آبگینه
یکی گفتش که بس آهسته کاری
بدین آهستگی بر خر چه داری
چه دارم، گفت دل پرپیچ دارم
اگر این خر بیفتد هیچ دارم.عطار.|| متأنی. درنگی. نرم.
فرهنگ معین
( آهسته کار ) ( ~. ) (ص. ) نرم خو، ملایم.
فرهنگ عمید
( آهسته کار ) آن که به کندی حرکت کند یا کار کند، کند، کندکار، دیرجنب.
فرهنگ فارسی
( آهسته کار ) ( صفت ) کند دیر جنب بطئ مقابل تند سریع.
ویکی واژه
آهستهکار
(قدیم): آنکه در کار شتاب ندارد و با تأنی و تأمل کار میکند.... به شغلی که به تهور تمام گردد، آهسته کاران را برنگمارَد. «محمدبخاری»