فرهنگ معین
( آستین افشاندن ) (اَ دَ )(مص ل. ) ۱ - تکان دادن دست و آستین به نشانة عفو یا بخشش. ۲ - پشت پا زدن، ترک گفتن. ۳ - رقصیدن. ۴ - اجازه دادن.
( آستین افشاندن ) (اَ دَ )(مص ل. ) ۱ - تکان دادن دست و آستین به نشانة عفو یا بخشش. ۲ - پشت پا زدن، ترک گفتن. ۳ - رقصیدن. ۴ - اجازه دادن.
( آستین افشاندن ) ( مصدر ) ۱ - دست و بتبع آن آستین را بنشانه محبت خلوص عفو تحسین بخشش و احسان بحرکت در آوردن. ۲- اشاره کردن. ۳ - اجازه دادن. ۴ - پشضت پا زدن ترک گفتن فرو گذاشتن. ۵ - رقص کردن پایکوبی کردن. یا آستین ملال بر کسی افشاندن. با جنبش دست و آستین کراهت و نفرت خود را نشان دادن.
آستینافشاندن
(قدیمی): روی گرداندن از او یا آن؛ اعراض کردن از او یا آن؛ ترک کردنِ او یا آن. پشت پا زدن، ترک گفتن. خواهم شدن بکوی مُغان آستین فشان/ زین فتنهها که دامن آخر زمان گرفت. «حافظ»
تکان دادن دست و آستین به نشانه عفو یا بخشش. رقصیدن. اجازه دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد نسیم سرد مهری بدورق گراندنی دارد
💡 خرقه پوشی، بر دو عالم آستین افشاندن است چون گدایان رقعه حاجت مکن هر پینه را
💡 هیچ کاری بیتأمل گرچه صائب خوب نیست بیتأمل آستین افشاندن از دنیا خوش است
💡 سر گران از دل گذشتن، صید را خواباندن است دانه صیاد اینجا آستین افشاندن است