بندوبار

لغت نامه دهخدا

بند و بار. [ ب َ دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حدود و قواعد و آداب زندگی. قیدهای اجتماعی و مانند آن. و آدم بی بند و بار کسی را گویند که در زندگی حدود و رسومی را مراعات نکند و به چیزی پابند نباشد. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ): کارش بی بند و بار است. مرد بی بند و باری است.

فرهنگ فارسی

حدود و قواعد و آداب زندگی قیدهای اجتماعی و مانند آن. و آدم بی بندوبار کسی را گویند که در زندگی حدود و رسومی را مراعات نکند و به چیزی پابند نباشد.

جمله سازی با بندوبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «این افراد مختلف هستند. اگر [کسانی] اعتقادات آن‌ها را به‌طور کامل قبول کنند-که یکی از آن‌ها نفی وجود پروردگار یا صفات مسلّم اوست-مرتد محسوب می‌شوند و اگر تنها مسائل بی‌بندوباری و شهوانی آن‌ها را بپذیرند همچون حیوان هستند.»

💡 در متون بهائی، داشتن عفت و عصمت، بهتر از صدها هزار سال عبادت ذکر شده‌است. بیت العدل اعظم مرجع حاضر دیانت بهائی، عفت و عصمت را یکی از خطیرترین و برجسته‌ترین مفاهیمی ذکر می‌کنند که در این دورانِ انحطاط و بی‌بندوباری نامحدود، با آن مواجه هستیم و به بهائیان عالم دستور می‌دهند که بایستی نهایت سعی و جهد خود را، در جهت ارتفاع و ارتقاء موازین و معیارهای دیانت بهائی، مبذول کنند.

💡 سید ابوالحسن مهدوی معتقد است که نوع پوشش می‌تواند تأثیر زیادی در حفظ یا نابودی اصل حیا داشته باشد. وقتی بی‌بندوباری جنسی، بی‌حجابی و در نتیجه فضای شهوت‌رانی در جامعه عادی شود، طبیعی است که درصد زیادی از مردان، درگیر شهوت‌پرستی در فضایی غیر از خانه خواهند شد.

💡 سرهنگ بازنشسته‌ای که پس از فوت همسرش با معلم جوانی به نام منیژه ازدواج کرده و در شهرستان زندگی می‌کند، مرغداری‌اش را می‌فروشد و به پایتخت بازمی‌گردد تا در کنار دخترانش ملیحه و مه‌لقا زندگی کند. دخترها زندگی بی بندوباری دارند.

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز