برسوم

لغت نامه دهخدا

برسوم. [ ب َ ] ( اِ ) برسم شاخه درخت گز. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به برسم شود.
برسوم. [ ] ( اِ ) بعربی قسب است. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

بعربی قسب است.

جمله سازی با برسوم

💡 جهانیان برسوم تو تهنیت گویند ترا برسم کسان تهنیت نگویم من

💡 «التعلل برسوم الإسناد بعد انتقال أهل المنزل والناد» (توجیه حق انتساب پس از انتقال خانوار و باشگاه)

💡 و قال ابویزید٭ لکل واحد حال و لاحال للعارف لا نه محیت رسومه برسوم غیره و غیب آثاره بآثار غیره، فقام الجلیل لعبده بصفاته، دون شیء من عبده من غیره. و قال: لایزال العبد عارفاً مادام جاهلاً،

💡 و گفت: تصوف نه رسوم است ونه علوم لیکن اخلاقی است یعنی اگر رسم بودی به مجاهده بدست آمدی و اگر علم بودی به تعلم حاصل شدی بلکه اخلاقی است که تحلقوا باخلاق الله بخلق خدای بیرون آمدن نه برسوم دست دهد و نه بعلوم.

ژان نوزدهم یعنی چه؟
ژان نوزدهم یعنی چه؟
اشغالگر یعنی چه؟
اشغالگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز