لغت نامه دهخدا
سلاب. [ س ِ ] ( ع اِ )جامه ماتم. ج، سلب. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث ). جامه سوگ. ( مهذب الاسماء ). || ( معرب، اِ ) مخفف اسطرلاب و این لفظ اگر چه یونانی است اما چون این تخفیف را اهل فرس کرده اند مذکور شد. ( رشیدی ):
بگفت این و سلاب برداشت زود.اسدی ( از آنندراج ).