رک گویی

لغت نامه دهخدا

رک گویی. [ رُ ] ( حامص مرکب ) صراحت لهجه. بی پرده و صریح گفتاری. رک گفتن. صدع. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(رُ ) (حامص. ) (عا. ) با صراحت سخن گفتن، صاف و پوست کنده حرف زدن.

فرهنگ فارسی

با صراحت سخن گفتن صاف و پوست کنده حرف زدن.

ویکی واژه

(عا.)
با صراحت سخن گفتن، صاف و پوست کنده حرف زدن.

جمله سازی با رک گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پر و پا قرصی و رک گویی و پاداری تو

💡 یکی از حکما می گوید که چون من از کسی وام خواهم کرد از شکم خویش وام کنم و ترک وام بگویم. دیگری می گوید، «من بیشتر حاجتهای خویش بدان روا کنم که به ترک آن آرزو بگویم». ابراهیم ادهم بپرسیدی از نرخ چیزی، گفتندی گران است. گفتی ارخضوه بالترک ارزان بکنید بدان که ترک گویید.

💡 تو هم گر هر دو عالم ترک گویی چنان کان مرد از مردان اویی

💡 گفت آنک ترک گویی کبر و فن پیش او آیی به شمشیر و کفن

💡 رک گویی و جرئت فراوان از مشخصه‌های بارز کایا بود. خود می‌گفت که همیشه بر لبه پرتگاه گام برمی‌دارد و از این کار نیز هیچ ابایی ندارد.