رعایت کردن
مترادفها
توجه کردن، پایبندی کردن
متضادها
نادیده گرفتن، بیتوجهی کردن، تخلف کردن
لغت نامه دهخدا
رعایت کردن. [ رِ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاس داشتن. ( رعیت و غیره را ) || نگاه داشتن حق کسی را. ( فرهنگ فارسی معین ): باید که حق من و خدمت قدیمم در فرزندانم رعایت کرده آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 350 ). حق وی [ قاید ] را رعایت باید کرد در فرزندانش و خیلش را به پسر دادن تا دهند یا نه. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 326 ). درمی خواهد از خدا مددکاری در آنچه او را بر آن واداشته، و راه نمایانش در آنچه طلب رعایت کرده از او. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 313 ). امیدوارم که حق خدمت من درفرزندانم رعایت کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 357 ).
گرحقوق آشنایی را رعایت می کنی
عمر چندان نیست ای ناآشنا وقت است وقت.صائب ( از آنندراج ).|| توجه کردن. || تعظیم کردن. احترام کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پاس داشتن رعیت و غیره را. ۲ - نگاهداشتن حق کسی را. ۳ - توجه کردن. ۴ - تعظیم کردن احترام کردن.
ویکی واژه
osservare
جمله سازی با رعایت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از شکست دل دو جانب را رعایت کردن است پیش زنگی در بغل آیینه پنهان داشتن
💡 آنا در ارائه قابلیتهایش در ایتالیا، جایی که ترانههای سنتی ناپلی را با به خوبی رعایت کردن آکسانهای ایتالیایی خواند، بسیار موفق بود و در سال ۱۹۶۷ به موفقیتی درخشان و بزرگ در سانرمو نائل شد.
💡 برای حفظ سلامت عمومی و جلوگیری از گسترش بیماریها، همه شهروندان موظف هستند که دستورالعملهای بهداشتی و پروتکلهای تعیین شده را به دقت رعایت کردن.
💡 در محیطهای کاری حرفهای، رعایت کردن ادب و احترام متقابل بین همکاران، یکی از عوامل اصلی موفقیت و ایجاد فضای مثبت برای رشد است.
💡 رانندگان باید در هنگام عبور از تقاطعهای شلوغ، قوانین راهنمایی و رانندگی را با دقت کامل رعایت کردن تا از بروز تصادفات جلوگیری شود.