ذبایح

لغت نامه دهخدا

ذبایح. [ ذَ ی ِ ] ( ع اِ ) ذبیحة. ( دهار ). || ذبایح ِ جن؛ ذبیحه ها که عرب گاه ساختن خانه یا حفرچاهی میکردند تا بنا یا چاه از ضرر جن ایمن ماند.

فرهنگ معین

(ذَ یِ ) [ ع. زبائح ] (اِ. ) جِ ذبیحه، سر بریده ها، بسمل کرده ها.

فرهنگ عمید

=ذبیحه

فرهنگ فارسی

جمع ذبیحه
( اسم ) جمع ذبیحه سر بریده ها بسمل کرده ها.

ویکی واژه

زبائح
جِ ذبیحه؛ سر بریده‌ها، بسمل کرده‌ها.

جمله سازی با ذبایح

💡 قُلْ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی ای عبادتی. زجاج گفت: معنی «نسک» اخلاص است در عبادت، یقال: فلان ناسک ای عابد للَّه عز و جل، غیر مشرک به. از نسیکه گرفته‌اند، و هی النقرة المذابة المصفاة من کل خلط، و گفته‌اند: نسیکه قربان است، و نسک ذبایح است در حج و عمره. وَ مَحْیایَ قراءت عامه قراء بفتح یاء است، مگر نافع که بسکون یاء خواند. یقول: هو یحیینی و هو یمیتنی، و انا اتوجه بصلاتی و سائر المناسک الی اللَّه عز و جل، لا الی غیره. قال یمان: محیای بالعمل الصالح، و مماتی اذا متّ علی الایمان لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ رب الجن و الانس، و العالم کلها.

💡 و پیش آن بالا رفت و فنزه را آواز داد و گفت: «ایمنی، فرود آی.» فنزه ابا نمود و گفت: «مطاوعت ملک بر من فرض است، و بادیه فراق او بی‌شک دراز و بی‌پایان خواهد گذشت، که همه عمر کعبه اقبال من درگاه او بوده است و عمده سعادت عمره رعایت او را شناخته‌ام، اگر جان شیرین را عوضی شناسمی لبیک‌زنان احرام خدمت گیرمی، و گمان چنان بود که من در سایه او چون کبوتر در مکه مرفه توانم زیست و در فراز صفا و مروه او پرواز توانم کرد، اکنون خون پسرم چون ذبایح در حریم امن او مباح داشتند هنوز مرا تمنی و آرزوی بازگشتن؟! و در خبر آمده است که: لا یادغ المومن من جحر مرتین. و موافق‌تر تدبطری بقای مرا مخالفت این فرمان است، و از آنجا که رحمت ملک است امیدوارم که معذور دارد.

آیین یعنی چه؟
آیین یعنی چه؟
اوکراین یعنی چه؟
اوکراین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز