ختنه کردن

لغت نامه دهخدا

ختنه کردن. [ خ َ ن َ / ن ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) بریدن. قطع کردن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بریدن سر غلاف نره. اِعذار. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از منتهی الارب ) عُذر. اِعباش. ( از منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). ختان. اختان. ( تاج المصادر بیهقی ). سنت گرفتن. تطهیرکردن: نهم شعبان چند تن را از امیران و فرزندان ختنه کردند و دعوتی بزرگ ساختند و کار با تکلیف کرده.( تاریخ بیهقی ). || بریدن ختن زن. قور. اختفاض. ( از منتهی الارب ) خفاض. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

بریدن قطع کردن.

ویکی واژه

circoncisione
پربریدن

جمله سازی با ختنه کردن

💡 نوع سوم آن که در دل شادی باشد و خواهد که آن زیادت کند به سماع. و این نیز مباح بود چون شادی به چیزی باشد که روا باشد که بر آن شاد شود، چنان که در عروسی و ولیمه و عقیقه و وقت آمدن فرزند و وقت ختنه کردن و باز رسیدن از سفر. چنان که رسول (ص) به مدینه رسید. پیشباز شدند و دف می زدند و شادی می کردند و شعر می گفتند که:

💡 هفتم: ختنه کردن است مرد و زن را.

💡 روتشتاین در زمینه یهودستیزی در جامعه سوئد و در کشورهای مختلف مقاله‌های زیادی می‌نویسد. او در سال ۲۰۱۳ برای اعتراض به ممنوع شدن کشتن حیوانها به صورت کوشر و ختنه کردن پسران در کشور سوئد درخواست پناهندگی کرد. او همچنین در مورد افزایش یهودستیزی در اثر مهاجرت مسلمانان به سوئد مطالب زیادی نوشته‌است و در سخنرانی در همین زمینه ابراز کرده‌است که از تمامی مسلمانان می‌ترسد.

💡 عطای او بود چون ختنه کردن که اندر عمر خود یکبار باشد

💡 بعد از اینکه حاخام یدیدیا شوفط از ایران به آمریکا رفت حاخام اوریئل داویدی رهبر جامعه یهودیان ایران شد و این سمت را تا سال ۱۹۹۴ حفظ کرد. او هر هفته در کنیسه دروازه دولت به سخنرانی می‌پرداخت و همچنین در مراسمهای ازدواج به عنوان عاقد شرکت می‌کرد. وی همچنین مسئول ختنه کردن کودکان (موهل) نیز بود.