این اصطلاح که به صورت تَند و خَند یا تُند و خُند تلفظ میشود، توصیفگر وضعیتی است که چیزی کاملاً درهم ریخته، زیر و رو شده و از هم پاشیده باشد. در زبان فارسی، این عبارت بار معنایی قویای از آشفتگی کامل و نابسامانی را منتقل میکند. ریشه این ترکیب در زبان فارسی به اتباع بازمیگردد، جایی که دو واژه برای تاکید یا توصیف بهتر یک مفهوم به کار میروند. تند و خند در این معنا، تصویری از یک صحنه آشفته را ترسیم میکند؛ گویی چیزی با شدت و ضربه چنان درهم کوبیده شده که اجزای آن از هم گسیخته و نظم خود را از دست داده است. این وضعیت میتواند شامل اشیاء فیزیکی، اما همچنین موقعیتهای انتزاعی مانند اوضاع نابسامان یا برنامههای از هم پاشیده نیز باشد. به طور خلاصه، تند و خند استعارهای گویا برای توصیف نهایت درهم ریختگی و فروپاشی است. این اصطلاح، تصویری زنده از صحنهای را به ذهن متبادر میسازد که در آن، نظم و انسجام کاملاً از میان رفته و تنها آشفتگی و پراکندگی باقی مانده است. درک این ترکیب، ما را به درک عمیقتری از غنای زبان فارسی و توانایی آن در بیان مفاهیم پیچیده از طریق عبارات ساده و در عین حال پرمعنا رهنمون میسازد.
تند و خند
لغت نامه دهخدا
تند و خند. [ ت َ دُ خ َ / ت ُ دُ خ ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) تار و مار که زیروزبرشده و ازهم پاشیده باشد. ( برهان ). تار و مار و زیر و زبر و سرنگون و ازهم پاشیده. ( ناظم الاطباء ). تند و خوند. رجوع به ماده بعد شود.
فرهنگ معین
(تُ دُ خَ ) (ص مر. ) تار و مار، از هم پاشیده.
فرهنگ عمید
ترت ومرت، تارومار، زیروزبر، ازهم پاشیده: هرچه ورزیدند ما را سالیان / شد به دست اندر به ساعت تندوخند (آغاجی: شاعران بی دیوان: ۱۹۲ حاشیه ).
فرهنگ فارسی
( صفت )تار و مارزیر و زبراز هم پاشیده.
ویکی واژه
تار و مار، از هم پاشیده.
جمله سازی با تند و خند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گزندآوران بی گزندان شدند بهشوخی گرفتند و خندان شدند