لغت نامه دهخدا
تلقب. [ ت َ ل َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) با لقب شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). لقب یافتن. ( آنندراج ).
تلقب. [ ت َ ل َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) با لقب شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). لقب یافتن. ( آنندراج ).
(تَ لَ قُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) لقب یافتن، دارای لقب گردیدن.
۱ - ( مصدر ) لقب یافتندارای لقب گردیدن. ( اسم ) لقب یابی. جمع: تلقبات.
لقب یافتن، دارای لقب گردیدن.
💡 مما احب بان اقول فدیتکم احیی بکم و قتیلکم اتلقب