تلحین

مترادف‌ها

آهنگ، نغمه، آهنگسازی

لغت نامه دهخدا

تلحین. [ ت َ ] ( ع مص ) به آواز خوش و حزین خواندن، یقال: لحن فی قرائته؛ ای طرب فیها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تغییر دادن کلمه است برای زیبائی صدا و این عمل مکروه و بدعت است.( از تعریفات جرجانی ). || به خطا نسبت کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

به آواز خوش و حزین خواندن. یا به خطا نسبت کردن.

جمله سازی با تلحین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مکن بوجهل سان ای حاسد بدگوی انکارش مکن جالوت‌وار ای دشمن بدگوی تلحینش

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران