تقاطر

لغت نامه دهخدا

تقاطر. [ ت َ طُ ] ( ع مص ) گروه گروه آمدن قوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیاپی شدن. ( دهار ). پیاپی گردیدن چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || پیاپی قطره چکیدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). قطره قطره جاری شدن و چکیدن آب و جز آن. ( از اقرب الموارد ): موسم تقاطر اقطار و تکاثر امطار بود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 259 ). || رویاروی شدن کرانه ها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ طُ ) [ ع. ] (مص ل. ) قطره قطره آمدن.

فرهنگ عمید

۱. از پی هم آمدن.
۲. قطره قطره چکیدن آب یا مایع دیگر، چکه چکه ریختن.

فرهنگ فارسی

ازپی هم آمدن، قطره قطره چکیدن آب یامایع دیگر
( مصدر ) قطره قطره آمدن( آب یامایع دیگر ) چکه چکه ریختن. جمع: تقاطرات.

ویکی واژه

قطره قطره آمدن.

جمله سازی با تقاطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آباریمون یا متقاطر در اساطیر، افرادی هستند که پایشان به عقب چرخیده است، اما با وجود این نقص قادر به دویدن با سرعت زیاد هستند.

💡 تواتر شرر او چو مهر در کانون تقاطر بصر من چو ابر در بهمن

💡 قلّت مایه عرق می‌کشد از طبع‌ کریم ابر هرجا تنک افتاد تقاطر دارد

💡 ابر سخای تو در تقاطر اموال بحر نوال تو در تلاطم امواج

💡 متقاطر شد ابر و باران گشت رونق افزای باغ و بستان گشت

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز