لغت نامه دهخدا
تقاتل. [ ت َ ت ُ ] ( مص ) اقتتال. ( زوزنی ). کارزار کردن و بهم کشتن نمودن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). یکدیگر را کشتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
تقاتل. [ ت َ ت ُ ] ( مص ) اقتتال. ( زوزنی ). کارزار کردن و بهم کشتن نمودن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). یکدیگر را کشتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
(تَ تُ ) [ ع. ] (مص م. ) یکدیگر را کشتن.
۱. یکدیگر را کشتن.
۲. با هم جنگ کردن، کارزار کردن.
یکدیگرراکشتن، باهم جنگ کردن
۱ -( مصدر ) یکدیگر را کشتن.۲ - جنگ کردن باهم.
[ویکی الکتاب] معنی تُقَاتِلُ: می جنگد
ریشه کلمه:
قتل (۱۷۰ بار)
یکدیگر را کشتن.
💡 وَ أَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ مزارعهم وَ دِیارَهُمْ ای بلادهم و حصونهم وَ أَمْوالَهُمْ یعنی المواشی و الذّهب و الفضّة و الاثاث، وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها ای لم تقاتلوا علیها، قیل هی خیبر و قیل مکة و قیل فارس و الروم و قیل جمیع ما یظهر علیه المسلمون الی یوم القیمة.
💡 قال النبی (ص): «انّ الشیطان قعد لابن آدم بطرقه، فقعد له بطریق الاسلام، فقال أ تسلم و تذر دینک و دین آبائک؟! فعصاه، فأسلم. ثم قعد له بطریق الهجرة، فقال: أ تهاجر و تذر أرضک و دیارک؟ فعصاه، و هاجر. ثم قعد له بطریق الجهاد، و هو جهد النفس و المال، قال: تقاتل فتقتل، فتنکح المرأة، و یقسم المال؟! فعصاه، فجاهد.
💡 و گفتهاند این فتنه آنست که میان صحابه رسول افتاد از ان تفرّق و تقاتل که میان ایشان رفت از روزگار قتل عثمان تا بقتل علی (ع). روی انّ الزبیر بن العوام رای زمان قتال علی فی الجامع بالبصرة ینکث فی الارض و یقول قد کنّا حذرنا هذا. و روی حذیفة بن الیمان قال قال رسول اللَّه (ص) یکون من ناس من اصحابی اشیاء یغفرها اللَّه لهم لصحبتهم ایّای یستنّ بهم فیها ناس بعدهم یدخلهم اللَّه بها النّار.