تغریق
واژهی تغریق که ریشهای عربی دارد و به صورت تلفظ میشود، دارای معانی متعددی در زبان فارسی است که در کتب لغت کهن و معاصر به آنها اشاره شده است. معنای اصلی و بنیادین این واژه، غرقه کردن یا غرقه گردانیدن است که در منابعی چون تاجالمصادر بیهقی، دهار، منتهیالارب، آنندراج و ناظمالاطباء و همچنین در آثار زوزنی و اقربالموارد ذکر گردیده است. این کاربرد، عموماً به معنای فرو بردن چیزی در آب تا حد پوشانده شدن کامل آن است.
در کنار معنای نخست، تغریق به مفهوم سخت کشیدن کمان نیز به کار رفته است. این معنا که در منتهیالارب، آنندراج، ناظمالاطباء و اقربالموارد تایید شده است، نشاندهندهی بسط معنایی واژه در زمینههای مختلف است. این کاربرد ممکن است به دلیل شباهت عمل غرق کردن (فرو بردن) با عمل کشیدن کامل کمان (فرو بردن زه در حالت کشیده) باشد، یا نشاندهندهی شدت و نیروی زیاد لازم برای انجام هر دو فعل.
جالبترین و شاید غمانگیزترین معنای تغریق، مفهوم کشتن است. ریشهی این معنا به داستانی برمیگردد که در آن، قابلهها در دوران قحطی، نوزادان را در آب آلوده غرق میکردند تا بمیرند. این عمل دردناک، به تدریج منجر به تعمیم معنای تغریق به هر نوع کشتن شد، چنان که در منتهیالارب، ناظمالاطباء و اقربالموارد بدان اشاره شده است. این توسعهی معنایی، گویای قدرت زبان در استعارهسازی و تعمیم مفاهیم از یک موقعیت خاص به موقعیتهای مشابه است.
مترادفها
غرق شدن
متضادها
نجات
لغت نامه دهخدا
تغریق. [ ت َ] ( ع مص ) غرقه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غرقه گردانیدن.( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || سخت کشیدن کمان را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). || کشتن، اصله ان القابلةکانت تغرق المولود فی الماء السلی عالم القحط لیموت ثم جعل کل قتل تغریقاً. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) غرق کردن، در آب فرو بردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) غرق کردن در آب فرو بردن. جمع: تغریقات.
ویکی واژه
غرق کردن، در آب فرو بردن.