تاباندن
مترادفها
تابیدن، تابش دادن
متضادها
خاموش کردن، تاریک کردن
لغت نامه دهخدا
تاباندن. [ دَ ] ( مص ) تابانیدن. تاب دادن. پیچ دادن. || سخت افروختن. سخت تافتن. تاباندن چنانکه تنور را: تا می توانست اجاق را تاباند. || مشعشع ساختن. روشن کردن:
بگیرد پس آن آهنین گرز را
بتاباند آن فره و برز را.فردوسی. || اعراض کردن:
ز فرمان شه برمتابان سرت
که شمشیریابی تواندر خورت.فردوسی.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م. ) ۱ - روشن ساختن، برافروختن. ۲ - تاب دادن، پیچ و خم دادن. ۳ - گرم کردن، تافتن. ۴ - اعراض کردن.
فرهنگ عمید
۱. تاب دادن.
۲. پیچ دادن.
۱. درخشان و روشن ساختن، برافروختن.
۲. گرم کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - روشن کردن مشعشع ساختن پرتو افکندن. ۲ - سخت افروختن سخت تافتن:(( تا توانست اجاق را تاباند. ) ) ۳- تاب دادن پیچ دادن. ۴- اعراض کردن.
ویکی واژه
روشن ساختن، برافروختن.
تاب دادن، پیچ و خم دادن.
گرم کردن، تافتن.
اعراض کردن.
جمله سازی با تاباندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آینهٔ فرو رفته' یا آینهٔ دهانی از ابزارهای بکار رفته در دندانپزشکی است. سر این آینه معمولاً گرد است و بیشتر از شماره ۴ و ۵ این آینه استفاده میکنند. شماره ۲ معمولاً وقتی استفاده میشود که از اندازهای کوچکتر بخواهیم استفاده کنیم بخصوص در مواقعی که در حال کار روی دندانهای عقب باشیم و سد دندانی در دهان باشد. دامنه استفاده این آینه وسیع است. از مهمترین مزیتهایش، دادن دید غیرمستقیم به دندانپزشک، تاباندن نور به سطوح مورد نیاز و استغفار بافتهای نرم است.
💡 یکی از نتایج دیدنی ین خواص که اثر چشمه نامیده میشود، این است که اگر یک لوله مویین را در یک حمام ابر شاره هلیم قرار دهیم و گرما دهیم (حتی با تاباندن نور بر آن) هلیم شروع به بالا آمدن از لوله مویین خواهد کرد (طبق معادله کلازیوس - کلاپیرون).
💡 تاباندن نور خورشید بر سطح دریا، منظرهای بسیار زیبا و چشمنواز ایجاد کرده بود که گردشگران را به تماشای آن وا میداشت.
💡 او سعی داشت با تاباندن روشنایی امید به قلبهای ناامید، آنها را برای ادامه مسیر زندگی و مبارزه با سختیها تشویق کند.
💡 تاباندن چراغهای کوچک در میان باغهای تاریک شب، فضای جادویی و افسانهای را ایجاد کرده بود که همه را کاملاً خیره کرد.