بند زدن

لغت نامه دهخدا

بند زدن. [ ب َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) متصل کردن قطعات ظرفهای شکسته. آوند شکسته را با پاره های آهن یا روی پیوند کردن. وصل کردن تکه های جداشده کاسه و بشقاب. ( فرهنگ فارسی معین ). دو پاره شکسته سفال یا ظرف چوبین یا چینی را با آهن باریک بیکدیگر پیوستن. لگام و فش کردن ظرف چوبین یا سفالین شکسته. ( یادداشت بخط مؤلف ). بَش زدن ( در تداول اهالی خراسان ). || بند نهادن. ( آنندراج ):
شاید که می وفانریزد
بر شیشه دل زدیم بندی.علی خراسانی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(بَ. زَ دَ )(مص م. ) ظرف های شکسته را پیوند زدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) متصل کردن قطعات ظرفهای شکسته آوند شکسته را با پارههای آهن یا روی پیوند کردن وصل کردن تکه های جدا شد. کاسه و بشقاب.

ویکی واژه

ظرف‌های شکسته را پیوند زدن.

جمله سازی با بند زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همانا که گروهی از احمقان و مغروران گویند که اگر عذاب القبر باشد، ما از این ایمنیم که ما را هیچ علاقتی نیست و هستی و نیست آن نزدیک ما یکی است و این دعوی محال باشد و تا نیازماید بنداند اگر چنان است که هر چه وی را هست جمله دزد ببرد و هر قبول که وی را هست به دیگری شود از اقران وی و هر مرید که وی را باشداز وی بگردد و وی را مذمت کند، از آن دردل وی هیچ اثری نکند و همچنان باشد که مال دیگری بدزدند و قبول دیگری باطل شود، آنگاه این دعوی وی راست بود و باشد که گوید که من بر این صفتم و مغرور بود تا بند زدند و از وی برنگردند، بنداند پس باید که مال از خویشتن جدا کند و از قبول بگریزد و خود را بیازماید، آنگاه اعتماد کند که بسیار کس بود که پنداشت که وی با زن و کنیزک هیچ علاقتی ندارد، چون طلاق داد و بفروخت، آتش عشق که در دل وی پوشیده بود پدیدار آمد و دیوانه و سوخته گشت.

💡 فیلیپ لوتر گفت که پس از عمل نیروهای امنیتی «در اقدامی شوکه‌آور درحالی‌که آرش صادقی هنوز بیهوش بود به او دستبند و پابند زدند» و برخلاف توصیه پزشکان به بخش دیگری منتقل کردند: «سپس ناحیه اطراف تخت او را مسدود کردند که منجر به عدم دسترسی پرسنل بیمارستان به او برای معاینات پس از عمل و اعتراض کارکنان شد».

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز