بداقبال به کسی گفته میشود که بخت و شانس خوبی ندارد و اغلب با ناکامی یا مشکلات روبهرو میشود. این واژه در متون فارسی کلاسیک و امروزی کاربرد دارد و معمولاً برای اشخاصی که پیوسته دچار بدشانسی یا ناکامی هستند به کار میرود. از نظر معنایی، بداقبال میتواند شامل مشکلات مالی، اجتماعی، خانوادگی یا سلامت باشد که نتیجه شانس بد یا شرایط نامساعد زندگی است. این کلمه در ادبیات و شعر فارسی نیز دیده میشود و برای بیان ناکامیها، سرنوشت تلخ یا بخت نیک نداشتن به کار میرود. بداقبال گاهی به صورت صفت نسبی هم استفاده میشود، مانند «مرد بداقبال». از نظر فرهنگی، این واژه نماد نقش تقدیر و بخت در زندگی انسان است و در باورهای عامیانه با چشم زخم و فال نیز مرتبط میشود. در مکالمات روزمره، این کلمه معمولاً برای توصیف فردی که بارها شکست یا ناکامی تجربه کرده استفاده میشود. برخلاف آن، واژهی «خوشاقبال» نشاندهنده بخت و شانس خوب و موفقیت در زندگی است و دو واژه اغلب در کنار هم در متون فارسی دیده میشوند.
بداقبال
لغت نامه دهخدا
بداقبال. [ ب َ اِ ] ( ص مرکب ) بدبخت. تیره بخت. مقابل خوش اقبال.
فرهنگ فارسی
بدبخت تیره بخت.
ویکی واژه
sfortunato
جمله سازی با بداقبال
💡 اصلی که بایستی در آینده به خاطر بسپاری، وقتی که رنجها مجبورت میکنند که احساس تلخی کنی، این است: که افتادن اتفاق تلخ بداقبالی نیست، که تحمل رنجها بدون از دست دادن امید است که خوشاقبالی است.
💡 بود نزدیک که کام از لب شیرین گیرد دست می یافت ظفر بخت بداقبالی کرد