لغت نامه دهخدا
بارشو. [ ش َ ] ( اِخ ) نام شهری بود مابین جنوب و مغرب هند که طوایف ایرانی درآن بسر میبردند. رجوع به تحقیق ماللهند ص 155 شود.
بارشو. [ ش َ ] ( اِخ ) نام شهری بود مابین جنوب و مغرب هند که طوایف ایرانی درآن بسر میبردند. رجوع به تحقیق ماللهند ص 155 شود.
نام شهری به هند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز اعتبارشود بیش خاکساری ما که ما به صدر همان جا در آستان داریم
💡 به قدر پر زدن ناله وسعتی داریم غبارشوق جنون مشرب است صحرا نیست