آنکجا
مترادفها
آنجا، آن مکان
متضادها
اینجا
لغت نامه دهخدا
( آن کجا ) آن کجا. [ ک ُ ] ( ضمیر + حرف ربط ) آنچه:
بنزد سیاوش خرامید زود
بر او برشمرد آن کجا رفته بود.فردوسی.و رجوع به کجا شود.
|| آن کس که:
آن کجا تیزت [ ظ: سَرْت ] برکشید بچرخ
باز ناگه فروبَرَدْت به خَرْد.خسروانی ( از اسدی چ پاول هورن ).
فرهنگ معین
( آن کجا ) (کُ ) (ضم موصول. ) آن که، آن کس که. آن چه.
فرهنگ عمید
( آن کجا ) ۱. آنچه.
۲. آن که، آن کس که.
فرهنگ فارسی
( آن کجا ) ۱ - آنکه آن کس که. ۲ - آنچه: براو بر شمرد آن کجا رفته بود.( فردوسی )
ویکی واژه
آنکجا
(قدیم): جایی که؛ مکانی که.
آنکه، آنچه، هرچه. آنکس که. به نزد سیاوش خرامید زود/ بر او برشمرد آنکجا رفته بود. فردوسی
جمله سازی با آنکجا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخاوت تو ز تاخیر و دفع دور بود از آنکجا نه اگر باشد اندرو نه مگر
💡 آن کجا خاتم بود شایستهٔ خاتم تویی آنکجا افسر بود شایستهٔ افسر تویی
💡 هستی تو نور بخش و گهر بخش از آنکجا طبعی چو آفتاب و یمینی چو یم توراست
💡 آنکجا باشد دل و طبع تو صراف و محک زر الفاظ و معانی را پدید آید عیار
💡 شاعر در اشعار کلاسیک خود با استفاده از واژه آنکجا، سعی داشت فضایی نوستالژیک و پر از رمز و راز برای خواننده خلق نماید.
💡 وقتی به آنکجا نگاه میکردم، گویی تمام خاطرات خوش دوران کودکی در ذهنم زنده شد و احساس آرامش عجیبی در وجودم جاری گشت.
💡 او با نگاهی خیره به آنکجا، گویی میخواست تمام رازهای پنهان در آن نقطه دوردست را با چشمان خود کشف و مشاهده کند.