لغت نامه دهخدا
( آزمودگی ) آزمودگی. [ زْ / زِ دَ / دِ ] ( حامص ) چگونگی و صفت آزموده. مجرب و ممتحن بودگی. کارکشتگی.
( آزمودگی ) آزمودگی. [ زْ / زِ دَ / دِ ] ( حامص ) چگونگی و صفت آزموده. مجرب و ممتحن بودگی. کارکشتگی.
( آزمودگی ) (دَ یا دِ ) (حامص. ) آزموده بودن، باتجربه بودن.
( آزمودگی ) آزموده بودن، چگونگی و حالت آزموده، کارکشتگی.
( آزمودگی ) حالت و کیفیت آزموده آزموده بودن مجرب بودن کار کشتگی.
کارکشتگی
کارکشتگی، مجرب بودن. آزموده بودن، باتجربه بودن. به دانایی و کارشناسی و آزمودگی مشهور بود. «جمالزاده»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اکلیل عرش را مانند فرش در زیر قدم میسپرد و من هم از روی آزمودگی و کهنه کاری تعلیلمی باو میکردم و جوهر معرق بیادش میدادم؛ گفتم: سبحان الله بمثل مشهور هریرده صاحب کمال و آر.
💡 آزمودگی در مفهوم عمومی به همه مهارتها و دانستهها از برخی پدیدهها و موضوعات که ناشی از برخورد با آن موضوع و درگیری با آن پدیده در خلال دورانی معین است گفته میشود.