باتجربه
مترادفها
کارکشته، آزموده، باسابقه، خبره، ماهر
متضادها
بیتجربه، ناشی، تازهکار
فرهنگ معین
(تَ رِ بِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) مجرب، کاردان.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مجرب آزموده کاردان: مرد با تجربه ای است مقابل بی تجربه.
ویکی واژه
مجرب، کاردان.
جمله سازی با باتجربه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عبدالله احمد عبدالله (عربی: عبدالله أحمد عبدالله؛ ۶ ژوئن ۱۹۶۳ – ۷ اوت ۲۰۲۰)، معروف به ابو محمد المصری، یک عضو بلندپایهٔ القاعده و اهل مصر بود. او توسط ایالات متحده به اتهام نقش داشتن در بمبگذاری ۱۹۹۸ سفارت ایالات متحده در دارالسلام، تانزانیا و نایروبی، کنیا تحت تعقیب بود. وی بهعنوان باتجربهترین برنامهریز عملیاتی القاعده توصیف شده و بهعنوان فرماندهٔ دوم سازمان شناخته میشد.
💡 توجه داشته باشید که بازار ارزهای دیجیتال دائماً در حال تغییر است و عملکرد و شهرت شرکتهای استخراج ابری ممکن است در طول زمان تغییر کند. انجام تحقیقات کامل، خواندن نظرات از چندین منبع و احتیاط در هنگام سرمایهگذاری در خدمات استخراج ابری یا هر شکل دیگری از سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال ضروری است. همیشه ریسکها را در نظر بگیرید و با سرمایه گذاران باتجربه مشورت کنید یا قبل از تصمیمگیری در مورد سرمایهگذاری از مشاورهای حرفهای بخواهید تا شما را راهنمایی کنند.