لغت نامه دهخدا
( آبریزان ) آبریزان. ( اِ مرکب ) رجوع به آبریزگان شود.
( آبریزان ) آبریزان. ( اِ مرکب ) رجوع به آبریزگان شود.
( آبریزان ) جشنی که در قدیم ایرانیان در روز سیزدهم تیرماه می گرفتند و بر یکدیگر آب یا گلاب می پاشیدند و این رسم تا زمان صفویه برقرار بوده، آب پاشان، آب تیرگان.
( آبریزان ) ( اسم ) ۱ - جشنی که در روز سیزدهم تیرماه در ایران باستان بر پا میداشتند و آب بر یکدیگر می پاشند آبریزان. ۲ - نوعی از طعام.
(قدیم): آبپاشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روشهای دیگر ستایش او در آبانروز، «روز ویژهٔ این ایزد بانو که آبان جشن نام دارد.» است. جشنهای آبریزان، آبپاشان و تیرگان جشنهای تاجگذاری شاهان و جشن ساکائه که مخصوص او بود، در پرستشگاههای او برپا میشد. اهدای غنایم، فرستادن زنان و خدمتکار برای خدمت به او و البته پرهیزگار شدن آنها، ساختن تندیس ناهید، احداث پل و آبراهه، وقف آنها برای ناهید و سفرهٔ دختر شاه پریان که همچنان در تعدادی از مناطق برپا است، از جمله کارهایی بود که برای جلب مایت ناهید انجام میشد.