vestigial
🌐 بازمانده
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 مربوط به، یا بازماندهای از یک اثر باستانی
📌 (از اندامها یا بخشهای خاصی از موجودات زنده) که در طول تکامل گونهها به ساختار سادهای دست یافته و اندازه و عملکردشان کاهش یافته است
جمله سازی با vestigial
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The insect’s veˈstigial wings looked like decorative scales.
بالهای باقیماندهی این حشره شبیه فلسهای تزئینی بودند.
💡 The script retained veˈstigial code that no module called.
این اسکریپت کدی را حفظ کرده بود که هیچ ماژولی آن را فراخوانی نمیکرد.
💡 A veˈstigial feature can still hint at evolutionary history.
یک ویژگیِ به جا مانده هنوز هم میتواند به تاریخ تکامل اشاره داشته باشد.