axiological
🌐 ارزششناختی
صفت (adjective)
📌 مربوط به ارزششناسی، شاخهای از فلسفه که با ارزشها، مانند ارزشهای اخلاق، زیباییشناسی یا دین، سروکار دارد.
جمله سازی با axiological
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The curriculum added an axiological module, asking engineers to evaluate how design choices embody values like equity, privacy, and sustainability.
این برنامه درسی یک ماژول ارزششناسی اضافه کرد و از مهندسان خواست تا ارزیابی کنند که چگونه انتخابهای طراحی، ارزشهایی مانند عدالت، حریم خصوصی و پایداری را در بر میگیرند.
💡 Her thesis took an axiological stance, arguing that conservation priorities reflect cultural commitments rather than purely biological indicators.
پایاننامه او موضعی ارزششناختی اتخاذ کرد و استدلال کرد که اولویتهای حفاظتی، منعکسکنندهی تعهدات فرهنگی هستند، نه صرفاً شاخصهای بیولوژیکی.
💡 An axiological perspective helped the team weigh safety over convenience when defining default settings in consumer devices.
یک دیدگاه ارزششناختی به تیم کمک کرد تا هنگام تعریف تنظیمات پیشفرض در دستگاههای مصرفی، ایمنی را بر راحتی ترجیح دهند.