يضيع
🌐 گمشده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ضایعات
📌 گم شدن
📌 از دست دادن
📌 هدر رفتن
جمله سازی با يضيع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا تثرثر كثيرًا أثناء الاجتماع حتى لا يضيع الوقت.
در طول جلسه زیاد گپ نزنید تا وقت تلف نشود.
💡 لا أحب الأسلوب عشوایي في ترتيب الملفات لأنه يضيع الوقت.
من روش نامنظم و بینظمِ مرتب کردن فایلها را دوست ندارم، چون باعث اتلاف وقت میشود.
💡 احتنکن الملف بين يديك حتى لا يضيع بين الأوراق الكثيرة على المكتب.
پرونده را در دستانتان بگیرید تا در میان انبوه کاغذهای روی میز گم نشود.
💡 فاما النجاح فيحتاج إلى صبر طويل، أو يضيع الجهد قبل أن يكتمل.
یا موفقیت نیازمند صبر و شکیبایی طولانی است، یا تلاشها قبل از تکمیل شدن هدر میروند.
💡 تذكّر أن ربک إن رآك مجتهدًا فلن يضيع تعبك أبدًا.
به یاد داشته باش که اگر پروردگارت تو را در تلاش و کوشش ببیند، هرگز تلاش تو را بیثمر نخواهد گذاشت.
💡 يجب أن يُنفق ٱلمال بحكمة حتى لا يضيع في أمور غير نافعة.
پول باید عاقلانه خرج شود تا صرف چیزهای بیفایده نشود.
💡 كان الاجتماع مهمًا للغاية، لذلك حاول المدير أن يختصر الكلام، حتى الوقت لا يضيع بين التفاصيل.
جلسه بسیار مهم بود، بنابراین مدیر سعی کرد مکالمه را مختصر نگه دارد تا وقت صرف جزئیات نشود.
💡 احفظْ هاتفك في مكان آمن حتى لا يضيع منك أثناء السفر أو في المواصلات.
تلفن خود را در جای امنی نگه دارید تا در حین سفر یا استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی آن را گم نکنید.
💡 كتب العنوان بخط واضح على غالفه كي لا يضيع البريد.
آدرس با خط خوانا روی جلد نوشته شده بود تا نامه گم نشود.
💡 في نهاية الرحلة، ساعدني صديقي وقال: احمله معك حتى لا يضيع في الطريق.
در پایان مسیر، دوستم به من کمک کرد و گفت: آن را با خودت حمل کن تا در راه گم نشود.
💡 في الرحلةِ الجبليةِ، حاولَ المرشدُ أن اتبعك من بعيدٍ كي لا يضيع أحدٌ من المجموعة.
در سفر کوهستانی، راهنما سعی میکرد از فاصله دور شما را دنبال کند تا هیچکس از گروه گم نشود.