اشعلت
🌐 روشن کردم.
این صورت، گذشتهٔ اولشخص یا مؤنث مفرد از «أشعل» است و یعنی «روشن کردم، آتش افروختم، شعلهور ساختم». بسته به بافت، میتواند هم برای آتش واقعی بهکار رود و هم برای برانگیختن یک احساس، درگیری، فتنه یا هیجان.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جرقه زد
📌 مشتعل
📌 مجموعه
📌 او روشن کرد
📌 باعث شده است
📌 سوخت رسانی شده
جمله سازی با اشعلت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في الحفل، اشعلت الفرقةُ المسرحَ بالأضواء والموسيقى.
در این کنسرت، گروه موسیقی صحنه را با نور و موسیقی به آتش کشید.
💡 سيجارة اشعلت في الليل فتسببت برائحة قوية انتشرت في المكان كله.
شب هنگام سیگاری روشن شد که بوی تندی در تمام محل پخش کرد.