مشتعلة

🌐 سوزش

این واژه شکل مؤنثِ «مشتعل» است و به معنی «شعله‌ور، افروخته، برافروخته» به کار می‌رود. هم برای آتش واقعی و هم به‌صورت استعاری برای احساسات یا وضعیت‌های پرتنش استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سوزش

📌 شعله‌ور

📌 در آتش

📌 خشمگین

📌 روشن

📌 در حال سوختن

جمله سازی با مشتعلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت المعركة الإعلامية مشتعلة بين الطرفين منذ أيام.

نبرد رسانه‌ای بین دو طرف چند روزی بود که شدت گرفته بود.

💡 وذاب الشمع على الطاولة بعد أن بقيت الشمعة مشتعلة مدة طويلة.

موم روی میز، بعد از اینکه شمع مدت زیادی روشن بود، آب شد.

💡 زرت القری الجبلية في الشتاء، فوجدت البيوت متقاربة والمدافئ مشتعلة في معظم المنازل.

من در زمستان از روستاهای کوهستانی بازدید کردم و خانه‌ها را نزدیک به هم یافتم و اجاق‌ها در بیشتر خانه‌ها روشن بود.

💡 شاهدنا النيران مشتعلة في الحقل قبل وصول فرق الإطفاء.

قبل از رسیدن آتش نشانان، شعله‌های آتش را در مزرعه دیدیم.

💡 وصلتُ فوجدتُ الغرفة مشتعلة بسبب تماس كهربائي مفاجئ.

رسیدم و دیدم که اتاق به دلیل اتصال کوتاه ناگهانی برق، آتش گرفته است.

💡 بعد تلقي الأخبار، كانت المشاعر مشتعلة في المجتمع.

پس از انتشار این خبر، موجی از احساسات در جامعه برانگیخته شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران