النضر
🌐 النضر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پر جنب و جوش
📌 تازه رو
📌 تازه بریده شده
جمله سازی با النضر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذاب الثلج في الخارج، كاشفاً عن العشب الأخضر النضر تحته.
بیرون، برفها آب شده بودند و چمنهای سرسبز زیرشان نمایان شده بود.
💡 أحب الناس ذلك المكان لما فيه من منظر النضر وهدوء جميل.
مردم آن مکان را به خاطر مناظر زیبا و فضای آرام آن دوست داشتند.
💡 هذا الحماس النضر ألهم الآخرين للانضمام إلى القضية فورًا.
این شور و شوق تازه، دیگران را نیز ترغیب کرد تا فوراً به این جنبش بپیوندند.
💡 وصف الشاعر الربيع بأنه فصل النضر والخضرة والبهجة.
شاعر بهار را فصل طراوت، سرسبزی و شادی توصیف کرده است.
💡 مظهره النضر أعطى انطباعًا بطفولة خالية من الهموم.
ظاهر جوانش، حس کودکی بیخیال را القا میکرد.
💡 بدا وجهه النضر من أثر الراحة والرضا بعد أيام من التعب.
چهرهاش بعد از روزها خستگی، شاداب و آرام به نظر میرسید.