مضغوطة

🌐 فشرده شده

مؤنثِ «مضغوط» است و به‌معنای «فشرده، تحت فشار قرارگرفته، متراکم و محدودشده» می‌باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فشرده شده

📌 جمع و جور

📌 تحت فشار

جمله سازی با مضغوطة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت الطالبة مضغوطة بالمواعيد بسبب الامتحانات المتتالية.

دانش‌آموز به دلیل امتحانات پشت سر هم تحت فشار بود.

💡 وعلاوة على ذلك، يتم تقديم الرسم البياني بطريقة مضغوطة للغاية.

علاوه بر این، نمودار به صورت بسیار فشرده ارائه شده است.

💡 تحتاج هذه العبوة إلى أن تكون مضغوطة جيدًا قبل الإغلاق.

این بسته قبل از آب بندی باید به خوبی فشرده شود.

💡 كانت علبة البيرة مضغوطة لكنها لا تزال تحتوي على شراب منعش.

قوطی آبجو تحت فشار بود اما هنوز نوشیدنی گوارا در آن بود.

💡 وضعت الأم الأطعمة مضغوطة داخل الحافظة حتى تبقى طازجة.

مادر غذا را فشرده داخل ظرف قرار می‌داد تا تازه بماند.

💡 ارتدى رائد الفضاء بدلة مضغوطة للبقاء على قيد الحياة في ظروف الفضاء القاسية.

فضانورد برای زنده ماندن در شرایط سخت فضا، لباسی با فشار تنظیم‌شده می‌پوشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران