محبوسة

🌐 زندانی

«محبوسة» صورت مؤنثِ «محبوس» است و به معنی زندانی‌شده، دربند یا بازداشت‌شدهٔ زنانه. این واژه برای اشاره به زن یا چیزی مؤنث که در حبس یا محدودیت قرار گرفته باشد به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 به دام افتاده

📌 قفل شده

📌 محبوس شد

📌 گیر کرده

📌 نوشته شده

جمله سازی با محبوسة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقيت الرسالة محبوسة داخل الدرج سنوات قبل أن يعثر عليها صاحبها صدفة.

این نامه سال‌ها داخل کشو قفل شده باقی ماند تا اینکه صاحبش به‌طور اتفاقی آن را پیدا کرد.

💡 شعروا بأن طموحاتهم محدودة، محبوسة في صندوق من الأعراف الاجتماعية.

آنها احساس می‌کردند که جاه‌طلبی‌هایشان محدود است و در چارچوب هنجارهای اجتماعی گیر افتاده‌اند.

💡 شعرت القطّة محبوسة في الغرفة، فبدأت تموء حتى سمعها أهل البيت.

گربه احساس کرد در اتاق گیر افتاده است، بنابراین شروع به میومیو کردن کرد تا اینکه اهل خانه صدایش را شنیدند.

💡 كانت الفتاة محبوسة في المنزل بسبب المطر الشديد الذي استمر طوال اليوم.

دختر به دلیل باران شدیدی که تمام روز ادامه داشت، در خانه گیر افتاده بود.

💡 قدمت متجر الرياضة قفازات محبوسة بالشباك من أجل قبضة أفضل وتحكم.

فروشگاه ورزشی، دستکش‌های توری برای چسبندگی و کنترل بهتر ارائه می‌داد.

💡 ولكن لا يمكنك البقاء محبوسة في الحديقة إلى الأبد، الحياة تحتاج للعيش.

اما نمی‌توانی برای همیشه در پارک حبس بمانی؛ زندگی را باید زندگی کرد.

کلمات مرتبط