محصورة
🌐 محدود شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 محدود شده
📌 به دام افتاده
📌 محاصره
📌 محدود به
📌 ساندویچ شده
جمله سازی با محصورة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت المساعدة محصورة في كبار السن خلال أيام البرد الشديد.
در روزهای سرمای شدید، کمکرسانی به سالمندان محدود میشد.
💡 بدت القطة متململة، بعد أن بقيت محصورة في المنزل طوال اليوم.
گربه بیقرار به نظر میرسید، چون تمام روز در خانه محبوس شده بود.
💡 بقيت المشكلة محصورة في فصل واحد ولم تنتشر إلى باقي المدرسة.
مشکل فقط به یک کلاس محدود ماند و به بقیه مدرسه سرایت نکرد.
💡 أفضل الجامعات ليست محصورة فقط في تايبيه، ولكن في جميع أنحاء البلاد أيضا.
بهترین دانشگاهها محدود به تایپه نیستند، بلکه در سراسر کشور نیز واقع شدهاند.
💡 فقد خصّصت السلطات منطقة محصورة حيث يستطيع اللاجئون ومواشيهم أن يواصلوا نمط حياتهم وسبل عيشهم البدوية.
مقامات منطقهی محدودی را تعیین کردهاند که پناهندگان و دامهایشان میتوانند در آنجا به سبک زندگی و معیشت کوچنشینی خود ادامه دهند.
💡 كانت الفرص محصورة على عدد قليل من الطلاب المتفوقين.
فرصتها محدود به تعداد کمی از دانشجویان برجسته بود.