مشج

🌐 موشج

به معنای «شکافته»، «درهم‌شکسته» یا «آمیخته». این واژه بیشتر از ریشه‌ای می‌آید که دلالت بر شکستن، درهم‌کردن یا آمیختن دارد. در متن‌های لغوی ممکن است به چیزی گفته شود که ساختار آن از هم گسیخته یا با چیز دیگری مخلوط شده باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و دلگرم کننده

📌 تشویق شده

📌 روشنگر و

جمله سازی با مشج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجد الطبيب جرحًا مشج في رأس المصاب، فطلب نقله فورًا.

پزشک جراحات شدیدی را در ناحیه سر مرد مجروح مشاهده کرد و دستور انتقال فوری او را داد.

💡 بدا الجدار مشج بعد الحادث، فاحتاج إلى ترميم عاجل.

دیوار پس از حادثه آسیب دیده به نظر می‌رسید، بنابراین نیاز به تعمیرات فوری داشت.

💡 ‬صفق الجميع مشج ًعا ومسان ًدا ألمنية‬ ‫فرفعت رأسها وقبلت والدها من وجنتيه املحمرتني‪.

همه دست زدند، تشویق کردند و آمنه را تشویق کردند، بنابراین او سرش را بالا آورد و گونه‌های سرخ شده پدرش را بوسید.

💡 كانت الضربة قوية حتى تركت أثرًا مشج على الوجه.

ضربه آنقدر محکم بود که جای کبودی روی صورتش باقی مانده بود.

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز