فهرب

🌐 او فرار کرد

این صورت به‌طور مستقل روشن نیست و احتمالاً از ریشه‌ی «هرب» (گریختن) یا ترکیبی ناقص است؛ اگر منظور فعل باشد، مفهوم کلی «فرار کرد / گریخت» می‌دهد.

وجه وصفی (participle)

📌 فرار کرد

جمله سازی با فهرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انكسرَ الزجاجُ فجأةً فهرب الأطفالُ من الغرفةِ خوفًا من الأذى.

شیشه ناگهان شکست و بچه‌ها از ترس آسیب دیدن از اتاق بیرون دویدند.

💡 سمعَ الرجلُ صوتَ الكلبِ الغاضبِ فهرب بسرعةٍ نحوَ البابِ الخلفي.

مرد صدای سگ خشمگین را شنید و به سرعت به سمت در پشتی دوید.

💡 انتشر الصوت كصاعقة في المكان، فهرب الناس بسرعةٍ من الخوف.

صدا مثل برق در همه جا پیچید و مردم از ترس به سرعت پا به فرار گذاشتند.

💡 اقتربَ الحارسُ من السارقِ فهرب الأخيرُ بينَ الأزقّةِ الضيّقةِ.

نگهبان به دزد نزدیک شد و دزد از کوچه‌های باریک فرار کرد.

کلمات مرتبط