عجالة
🌐 شتاب
جمله سازی با عجالة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كتب الطبيب تقريرًا سريعًا على سبيل عجالةٍ قبل نهاية الدوام.
دکتر قبل از پایان روز کاری، با عجله گزارشی سریع نوشت.
💡 فكب بقايا الشاي على فستانها حتى يمهلها الوقت للتراجع ووجدها فرصة ليقدم نفسه في عجالة
او چای را روی لباسش ریخت تا به او فرصت عقبنشینی بدهد و آن را فرصتی برای معرفی سریع خود دید.
💡 أكره مقاطعة إجتماع "الأسنان البيضاء المثالية"،ولكننا في عجالة من أمرنا.
متنفرم که مزاحم جلسه «دندانهای کاملاً سفید» شوم، اما عجله داریم.
💡 لم يكن أي منا في عجالة من أمره للإعلان عبر وسائل التواصل الاجتماعي حسب ما اعتقدنا.
هیچکدام از ما، برخلاف تصورمان، عجلهای برای اعلام آن از طریق رسانههای اجتماعی نداشتیم.
💡 أرسل الطالب الواجب في عجالةٍ بسبب ضيق الوقت قبل الحصة.
دانشجو به دلیل زمان محدود قبل از کلاس، تکلیف را با عجله ارسال کرد.
💡 قدّم المدير ملاحظاته على الملف في عجالةٍ ثم غادر الاجتماع.
مدیر نظراتش را در مورد پرونده به سرعت ارائه داد و سپس جلسه را ترک کرد.