عجالت
🌐 چرخها
این واژه احتمالاً شکل فارسیشده یا گونهای از «عجالة» یا «عجله» است و به معنی «فوریت، شتاب، یا عجله» فهمیده میشود. در فارسی امروز بیشتر «عجله» یا «عجالتاً» رایج است، و «عجالت» در متون قدیمتر یا نوشتارهای خاص دیده میشود. مفهوم اصلی آن انجام کار با سرعت و بدون تأخیر است.
جمله سازی با عجالت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وحينئذ سمعت أصوات عجالت وحوافر حصان تدق كعقارب الساعة
سپس صدای چرخها و سم اسبها را شنیدم که مثل عقربههای ساعت تیکتاک میکردند.
💡 وصلت عجالتُ الإسعافِ بسرعة إلى مكان الحادث.
آمبولانس به سرعت به محل حادثه رسید.
💡 شاهد الناس عجالتُ الإطفاءِ وهي تدخل الحي لإنقاذ العالقين.
مردم نظارهگر ورود خودروهای آتشنشانی به محله برای نجات افراد گرفتار بودند.
💡 تفاجأ سائؽ سيارة األجرة بسقوطو أماـ عجالت سيارتو.
راننده تاکسی با کمال تعجب متوجه شد که جلوی چرخ های ماشینش افتاده است.
💡 توقفت عجالتُ الشرطةِ أمام المبنى بعد تلقي البلاغ مباشرةً.
خودروهای پلیس بلافاصله پس از دریافت گزارش، جلوی ساختمان توقف کردند.