متعجلة
🌐 با عجله
مؤنثِ «متعجّل» و به معنی «شتابزده، عجول، یا کسی / چیزی که با سرعت و بدون تأمل عمل میکند» است. این واژه هم برای اشخاص و هم برای اعمالی که با عجله انجام میشوند به کار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 شتابزده
📌 عجله
📌 شتاب زده
📌 با عجله
📌 عجله کردن
📌 در چنین شتابی
جمله سازی با متعجلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانتِ الفتاةُ متعجلةً للوصولِ إلى المطارِ قبلَ إقلاعِ الطائرةِ.
دختر عجله داشت که قبل از پرواز هواپیما به فرودگاه برسد.
💡 اتخذَتِ الإدارةُ قرارًا متعجلًا دونَ دراسةٍ كافيةٍ للنتائجِ.
دولت بدون بررسی کافی عواقب، تصمیم عجولانهای گرفت.
💡 بدتِ السيارةُ متعجلةً وهي تخرجُ من الشارعِ الضيقِ بسرعةٍ.
به نظر میرسید ماشین وقتی با سرعت از خیابان باریک خارج میشد، عجله داشت.