العاجل

🌐 فوری

«العاجل» یعنی فوری، شتاب‌زده، نزدیک‌الوقوع یا چیزی که بدون تأخیر انجام می‌شود. این واژه برای امری به‌کار می‌رود که باید سریع و در زمان کوتاه انجام شود یا به‌زودی رخ می‌دهد. در فارسی می‌توان آن را «فوری»، «سریع» یا «زودهنگام» ترجمه کرد.

قید (adverb)

📌 فوراً

صفت (adjective)

📌 فوری

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 اورژانس

📌 سریع

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سریع

📌 اوایل

جمله سازی با العاجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وصل العاجل إلى الهاتف قبل الاجتماع، فأعاد الجميع ترتيب جدولهم بسرعة.

پیام فوری قبل از جلسه به تلفن رسید، بنابراین همه به سرعت برنامه خود را از نو تنظیم کردند.

💡 بقي الخط مشغولًا حين احتجت إلى إرسال الخبر العاجل في الوقت المناسب.

وقتی لازم بود خبر فوری را به موقع ارسال کنم، خط اشغال ماند.

💡 دعا الجميعُ له بـ وشفا العاجل والعودة إلى صحته الكاملة.

همه برای بهبودی سریع و بازگشت سلامتی کامل او دعا کردند.

💡 الخبر العاجل يثير القلق بين السكان حتى تتضح التفاصيل الرسمية كاملة.

این خبر فوری تا روشن شدن جزئیات کامل رسمی، باعث نگرانی ساکنان شده است.

💡 يطارد الصحفي الخبر العاجل طوال اليوم حتى يحصل على التفاصيل الدقيقة.

روزنامه‌نگار تمام روز اخبار فوری را دنبال می‌کند تا جزئیات دقیق را به دست آورد.

💡 نشر الموقع العاجل خبرًا مهمًا عن حالة الطقس، وطلب من الناس توخي الحذر.

سایت خبری فوری، گزارش مهمی در مورد آب و هوا منتشر کرد و از مردم خواست مراقب باشند.

💡 حصل الموظف على وقت إضافي لإنهاء التقرير العاجل قبل مغادرة المكتب.

به کارمند وقت اضافی داده شد تا قبل از ترک دفتر، گزارش فوری را تمام کند.

💡 دعاهم المسؤول إلى الاجتماع العاجل لبحث الأزمة واتخاذ القرارات المناسبة.

آن مقام رسمی آنها را به یک جلسه فوری فراخواند تا در مورد بحران بحث کنند و تصمیمات مناسبی بگیرند.

کلمات مرتبط