طرفه
🌐 لبه او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نوک آن
📌 سمت او
📌 سهم او
📌 اندام
📌 لبه آن
📌 باسن او
جمله سازی با طرفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انفخ الهواء في البالون ببطء حتى لا ينفجر، ثم اربط طرفه بإحكام.
به آرامی هوا را به داخل بادکنک بدمید تا نترکد، سپس انتهای آن را محکم گره بزنید.
💡 أشار الطبيب إلى طرفه الجرح كي يوضح موضع الألم.
دکتر برای نشان دادن محل درد، به لبه زخم اشاره کرد.
💡 تحرك الكاياك بسرعة، طرفه يظهر فقط فوق حافة الماء.
کایاک به سرعت حرکت کرد، نوک آن درست بالای لبه آب بود.
💡 عندما ضربت عود الثقاب على العلبة، اشتعل طرفه بوضوح، جاهزًا للاستخدام.
وقتی کبریت را به جعبه زدم، نوک آن به وضوح روشن شد و آماده استفاده بود.
💡 وذب الماءُ من الإناء بعد أن انكسر طرفه على الأرض.
آب پس از شکستن لبهی ظرف روی زمین، از آن بیرون ریخت.
💡 كان طرفه مبللًا بعد المطر، فمسحه بمنديلٍ سريعًا.
انتهای آن بعد از باران خیس شده بود، بنابراین او سریع آن را با دستمال کاغذی پاک کرد.