روحا

🌐 روح

«روحا» شکلِ منصوب یا حالتِ خاصی از واژهٔ «روح» است و در بعضی کاربردها ممکن است به‌صورت قیدی یا در ساخت‌های نحوی به کار رود. این شکل به‌تنهایی و بدون جملهٔ کامل، معنی مستقلی ندارد و معمولاً باید در متن بررسی شود. در ترجمهٔ آزاد، همچنان به «روح» یا «جان» نزدیک است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 روح

📌 زندگی

📌 شبح

📌 حس

جمله سازی با روحا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساعدتُ روحا في ترتيبِ الغرفةِ بعدَ انتهاءِ الحفلِ العائليِّ.

بعد از تمام شدن مهمانی خانوادگی، به روحا کمک کردم تا اتاق را مرتب کند.

💡 خرجَتْ روحا من البيتِ بسرعةٍ لأنها نسيتْ هاتفَها على الطاولةِ.

روحا به سرعت از خانه بیرون رفت چون گوشی‌اش را روی میز فراموش کرده بود.

💡 كانت الألوان مبهجة في المعرض وأعطت المكان روحا جميلة ومميزة.

رنگ‌های موجود در نمایشگاه شاد بودند و به مکان روح زیبا و متمایزی می‌بخشیدند.

💡 كانتْ روحا تدرسُ في المكتبةِ عندما بدأتِ الأمطارُ تهطلُ بغزارةٍ.

روحا در کتابخانه مشغول مطالعه بود که باران شدیدی شروع به باریدن کرد.

💡 والأمر المؤكد أن رزان كانت روحا بريئة تم إزهاقها دون داع.

آنچه مسلم است این است که رزان یک فرد بی‌گناه بود که جانش بی‌جهت گرفته شد.

💡 لربّما كان روحا ً لهذه الفتاة التي وجدت صعوبة للإتّصال بك.

شاید روح این دختر بوده که در تماس با تو مشکل داشته.