حشم
🌐 احترام
فعل (verb)
📌 خجالت دادن
جمله سازی با حشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دخلَ الضيفُ إلى المجلسِ وسطَ حشمٍ كبيرٍ من أفرادِ العائلة.
مهمان در میان جمعیت زیادی از اعضای خانواده وارد مجلس شد.
💡 أظهرَ الموظفُ حشمًا واضحًا في تعاملهِ مع كبارِ السن.
کارمند در برخورد با سالمندان احترام آشکاری نشان داد.
💡 كانت هناكَ مجموعةٌ من الحشمِ تقفُ عندَ بابِ القصرِ القديم.
گروهی از خدمتکاران دم درِ کاخ قدیمی ایستاده بودند.