جسمی

🌐 بدن من

«جسمی» از ریشهٔ «جسم» است و به چیزی مربوط به بدن، پیکر و مادّهٔ فیزیکی اشاره دارد. این واژه معمولاً در برابرِ «روحی» یا «معنوی» به کار می‌رود؛ یعنی هر امر جسمی، چیزی است که به بدن، مادّه، یا ویژگی‌های فیزیکی وابسته باشد، مانند بیماری جسمی، نیاز جسمی، یا توان جسمی. در کاربرد ادبی یا علمی نیز گاهی برای نشان‌دادن جنبهٔ مادیِ یک پدیده استفاده می‌شود.

صفت (adjective)

📌 فیزیکی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بدن من

جمله سازی با جسمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شعرتُ بألمٍ جسمی بعدَ التمرينِ الطويلِ في النادي.

بعد از یک تمرین طولانی در باشگاه، احساس درد فیزیکی داشتم.

💡 لا ينبغي إهمالُ أيّ عرضٍ جسمی مهما بدا بسيطًا في البداية.

هیچ علامت فیزیکی، هر چقدر هم که در ابتدا جزئی به نظر برسد، نباید نادیده گرفته شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران