تضجر
🌐 کسالت
«تضجّر» یعنی بیتاب شدن، دلزده شدن، از چیزی به ستوه آمدن، ابراز ناراحتی و نارضایتی کردن. این واژه اغلب برای نشان دادن حالت کسی به کار میرود که از وضعی خسته شده و طاقت ندارد.
فعل (verb)
📌 حوصله سر رفتن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 خسته کننده
جمله سازی با تضجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لا تضجر من المحاولة الأولى، فالنجاح يحتاج إلى صبرٍ ومتابعة.
با اولین تلاش دلسرد نشوید، زیرا موفقیت نیاز به صبر و پشتکار دارد.
💡 بدأ الموظف تضجر من كثرة المهام دون وجود وقت كافٍ للراحة.
کارمند از حجم زیاد وظایف بدون زمان کافی برای استراحت، کلافه شد.