بطفل
🌐 با یک کودک
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نوزاد
📌 کودک
📌 بچه
📌 یک پسر
جمله سازی با بطفل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرجَ الأبُ بطفل مبتسمٍ إلى الحديقةِ ليتنفسا الهواءَ النقيَّ صباحًا.
پدر، فرزند خندانش را به باغ برد تا هوای تازه صبحگاهی را استنشاق کند.
💡 ظهرتِ المرأةُ بطفل رضيعٍ في المستشفى، فساعدتها الممرضةُ على الجلوسِ.
زن با نوزادی به بیمارستان آمد و پرستار به او کمک کرد تا بنشیند.
💡 دخلتِ الأمُّ الغرفةَ بطفل صغيرٍ ينامُ على كتفِها بعدَ يومٍ طويلٍ من التعبِ.
مادر پس از یک روز طولانی و خستهکننده، در حالی که کودک خردسالش روی شانهاش خوابیده بود، وارد اتاق شد.
💡 إنه أشبه اآلن بطفل استمع لتوه إلى قرار بالحرمان من فسحته األسبوعية
او حالا مثل بچهای است که تازه شنیده تصمیم گرفته از گردش هفتگیاش محرومش کند.
💡 لكن هذا عندما يتعلق الأمر بطفل واحد.
اما این مربوط به زمانی است که صحبت از یک فرزند باشد.